آن سوی پرچین

آن سوی پرچین

در تاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتها را در ناشناسی خود گم کردم...

بایگانی
آخرین مطالب

Closed

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۱ ب.ظ

Closed

  • ۹۵/۰۴/۱۵
  • النا بانو ...